ضرورت تلاش فقیه برای تشکیل حکومت دین  

امام خمینی (ره) معتقد بودند که فقها باید بدانند که التزام آن ها به دین ایجاب می کند برای تشکیل حکومت اسلامی  قیام کنند و برای این موضوع اهمیت خاصی قائل شوند . نباید فوراً بگوییم این کا رسخت است و از ما بر نمی آید . این کار هر قدر هم سخت باشد ، باید به آن همت گماشت . زیرا بخش مهمی از دین داری ما در گرو آن است . اگر درست نگاه کنید نماز خواندن هم کار سختی است . مگر ایستادن در برابر خداوند قهار جبار کار آسانی است ؟ اگر این کار آسان بود ، چه طور از ما نقل است که گاهی به هنگام ماز چنان بودند که گویی جان آدم ها در حال بیرون شدن از بدنشان است ؟ حج گزاردن واقعی هم سخت است . مگر از امام ششم ما روایت نشده است که گاه لبیک گفتن هم برایش صعب می نمود ؟ پس آیا می توان به استناد سخت بودن تشکیل حکومت دینی از آن دست کشید ؟ در این صورت چرا از نماز و حج دست نکشیم؟ امام خمینی (ره) معتقد بودند ، همان طور که نماز و حج مورد اهتمام دین است ، جامعه و حکومت هم مورد اهتمام است . به همان دلیلی که باید به نماز ایستاد باید برای تحقق حکومت اسلامی هم قیام کرد .

منبع خبری : رشد آموزش معارف اسلامی ، شماره 2 ، زمستان 1388 ، ص 1۴ 

ادامه نوشته

عوامل امتیاز بخش ولایت

۱- ماهیت حکومت ولی فقیه

حکومت ولی فقیه ماهیتی دینی و الهی دارد و در حقیقت حومت او حکومت خداوند بر جامعه اسلامی است و این از بارز ترین ویژگی های حکومت ولی فقیه است که به او جایگاهی ممتاز بخشیده است .

امام علی (ع) فرمود :

به راستی که امامت مهار دین و نظام بخش زندگی مسلمانان است . ( غررالحکم-اصول کافی-ج۱-ص۲۰)

این روایت عینیت حکومت و دین را به خوبی تبیین کرده است .

۲- نقش مهم و محور ی ولی فقیه

منبع ـ تحلیلی نو و عملی از ولایت فقیه- محمدرضا اکبری- ص ۱۸-۱۹

ادامه نوشته

عوامل امتیاز بخش ولایت

جایگاه ولایت فقیه

ولایت فقیه تجلی ارزش های سیاسی اسلام است که جایگاهی ممتاز و بی بدیل دارد . چرا که ولایت

فقیه روحی در کالبد. نظام اسلامی است که سایر احکام دین بر محور آن تجلی عملی می یابند .

امام باقر(ع) فرمود:

 اسلام بر پنج پایه نهاده شده است:نماز  و  زکات  و  روزه  و  حج  و ولایت وبه چیزی به اندازه ولایت ندا

داده نشده است.

سپس فرمود : ولایت برتر است ، زیرا ولایت کلید آنهاست و والی دلیل و راهنمای بر آن هاست ... آن

گاه فرمود : بالاترین مرتبه ، رکن ، کلید ، قله و درب همه چیز و رضایت خداوند ، اطاعت امام بعد از شناخت اوست .

منبع : کتاب تحلیلی نو و عملی از ولایت فقیه - محمد رضا اکبری-ص ۱۵-۱۴

ادامه نوشته

ولایت فقیه  استمرار حرکت انبیا است.

همسفر حج

مردی از سفر حج برگشته سرگذشت مسافران خودش و همرا هانش را برای امام صادق(ع) تعریف

 می کرد .مخصوصا یکی از همسفران خویش را بسیار می ستودک که چه مرد بزرگواری بود مابه معیت

 همچو مردشریفی مفتخر بودیم یکسره مشغول طاعت و عبادت بود همین که درمنزلی فرود می امدیم او

 فورا به گوشه ای می رفت و سجاده ی خویش راپهن می کرد وطاعت عبادت خویش مشغول  می شد. امام:« پس چه کسی کارهای او را انجام می داد ؟ و حیوان او را تیمار می کرد ؟» 

البته افتخار این کارها با ما بود. او فقط به کارهای مقدس خویش مشغول بود و کاری به این کار ها نداشت.

امام فرمود : «بنابراین همه ی شما از او برتر بوده اید .»

منبع : داستان راستان -ص ۳۲ - ج۱

جایگاه ولایت فقیه در التزام به دین

این جمله ی حکیمانه  از حضرت آیت الله جوادی آملی در مورد ولی فقیه می باشد که بار ها گفته اند : « ولایت فقیه در حقیقت ولایت فقه است .» و نه حتی شخص فقیه ، و حکومت حکمت است ، نه شخص حکیم .

ولایت فقیه به تعبیر دقیق ، همان ولایت فقه و فقاهت است . در حقیقت ولایت فقیه چارچوبی است که التزام جامعه اسلامی و آحاد مسلمانان  را به فقه و در واقع به دین خود تامین می کند .

 امام خمینی (ره) ، به عنوان مهم ترین نظریه پرداز این اندیشه ولایت فقیه را دنباله ی عقلی و کلامی مسئله ی امامت – که یکی از اصول مذهب ماست – تلقی می کردند . از نظر ایشان وقتی بخواهیم بعنوان یک مسلمان به جامعه ای بپیوندیم باید در تمامی شئون آن جامعه ، التزام به دین و در نتیجه پایبندی به روش شناسی فقه لحاظ شود . ساختار حکومت باید به نحوی تنظیم شود که در تمام امور ، پایبندی به دین و فقه حفظ شود .فرض کنید برای این منظور یک فقیه را در رأس همه ی امور جامعه قرار دهیم از این نقطه نظر چندان تفاوتی نمی کند که کدام یک از فقها در راس امور باشد . همین که یک فقیه با قابلیت کافی برای رهبری جامعه در رأس امور باشد ، کافی است . منظور از قابلیت کافی برای رهبری جامعه این است که فقیه مورد نظر ما بتواند با تکیه بر فقهش حکومت کند ، نه اینکه فقط از پاره ای معلومات  برخوردار باشد . قرار دادن یک فقیه جامع شرایط در رأس امور حکومت ، راهکار ها ی عملی و ممکن برای رسیدن به حداقلی است که در تحقق حکومت اسلامی به آن محتاجیم .

البته شاید بتوان مدل های بهتری را هم پیشنهاد کرد ؛ مثلاً این که اگر چندین مجتهد جامع الشرایط برای رهبری جامعه و جود داشت آن گاه فقیهی را در رأس امور قرار دهیم که از محبوبیت بیشتری میان مردم بر خوردار است . رعایت این حداقل ، چیزی است که دین داری ما آن را ایجاب می کند . همان طور که در مسائل فردی ، اگر کسی خودش فقیه نباشد ، باید به یک فقیه عادل مراجعه کند ، در امور اجتماعی هم وضع از همین قرار است .

منبع خبری : رشد آموزش معارف اسلامی ، شماره 2 ، زمستان 1388 ، ص ۱۲ 

ولایت فقیه ـ معنای لغوی و اصطلاحی ولایت

يكي از واژه‌هاي مستعمل در قرآن و احاديث، واژه ولايت و مشتقات آن است. طبق بيان راغب، واژه «ولي» در زبان عربي آنگاه معنا پيدا مي‌كند كه دو چيز به گونه‌اي در كنار هم قرار گيرند و به هم بچسبند و پيوند خورند كه هيچ امر سوم بيگانه با آن دو ميانشان را از هم نگسلد و پيوندشان را بر هم نزند. بنابراين ولايت به معناي نزديكي و قرابت است.

درباره ريشه اين واژه مي توان گفت كه چون توجه انسان‌ها به امور محسوس پيرامون خود، زودتر معطوف مي‌شود، بشر، به هم پيوستگي و اتصال را ابتدا در امور محسوس تجربه كرده و براي آن واژه «ولا» و «توالي» را قرار داد كرده و سپس با توسعه اين مفهوم محسوس آن را در امور غير مادي و نامحسوس، مانند محبت و نصرت و تدبير و هر جا كه نوعي قربت و پيوند حضور داشته باشد، در قالب استعاره به كار برده است و اين پيوند و قرابت است كه موجب مي شود، نوعي حقّ تصرّف و مالكيت تدبيري ميان دو طرفي كه با هم پيوند خورده اند، پديد آيد و كساني كه از گردونه پيوند خارج اند، داراي چنين اولويت و حقّ تصرّفي نباشند.

از اين‌رو «مالكيت در تدبير، تكفل در امور، عهده دار شدن احكام  وسائل مولي عليه، لازمه و نتيجه حاصله از ولايت است، نه اصل حقيقت و معناي مطابقي آن »...

منبع خبری :  [۱] آیة الله جوادي آملي، ولايت فقيه، ص 129

ادامه نوشته

اعتبار دستورات ولی فقیه  

   اعتبار دستورات ولی فقیه ، دقیقاً ناشی از اعتبار همین روش شناسی فقه است . پس نمی توان گفت که اعتبار پاره ای از احکام فقهی بیشتر از اعتبار دستورات ولی فقیه است . علت اینکه چنین سخنی تعجب بعضی از ما را بر می انگیزد ، این است که دین داری مان عوامانه است . یعنی نماز خواندن ما بیش از آنکه محصول پایبندی منطقی و عقلانی ما به روش شناسی فقه باشد ، محصول تلقینات خانوادگی ماست ! اما حقیقت این است که نماز خواندن بخاطر فقه بر ما تکلیف شده است .

  می گویند : وقتی مرحوم میرزای شیراز یدستور تحریم تنباکو را صادر کرد ، تنها جایی که تصور نمی رفت این دستور اجراغ شود ، خانه ی خود ناصرالدین شاه قاجار بود ة اما شاه ناگهان به خودش آمد و دید که قلیان ها ی دربار جمع شده اند و هیچ کدم از زنانش قلیان یبرای او مهیا نمی سازد ، شاه با عصبانیت به یکی از زنانش گفت : چه طور به خودتان اجازه می دهید که بخاطر فتوای یک مجتهد ، برخلاف خواست من که شاه مملکت و شوهر شما هستم ، رفتار کنید ؟ همسرش پاسخ داد : قبله ی عالم ! همان کسی که مرا بر شما حلال کرده ، هم او این تنباکو را حرام کرده است !

 این سخن در کمال تیز هوشی و دقت ، معنای فقه و اجتهاد و جایگاه آن را در زندگی ما روشن می سازد .

 پس هم چنان که امام معتقد بودند ، چیزی به نام احکام اولیه یا ثانویه نمی تواند به عنوان قید و محدودیتی برای حیطه ی اختیارات ولی فقیه به حسا ب آید  ، تنها چیزی که می تواند اطلاق ولایت فقیه را مقید کند ، همان چیزی است که باعث سقوط او از شرایط ولایت می شود که در واقع ، این هم قیدی برای اطلاق ولایت او نیست ، بلکه در حقیقت چیزی از نوع سالبه ی به انتفاع موضوع است . یعنی ولی فقیه تا وقتی که شرایط لازمه را دارد ، ولایتش مطلقه است و وقتی شرایطش را نداشت ، اصلاً ولایتی نخواهد داشت .

منبع خبری : رشد آموزش معارف اسلامی ، شماره 2 ، زمستان 1388 ، ص 16 

ولایت  فقیه در قانون اساسی

  از نظر امام خمینی (ره) هر مدلی که بتواند حداقل شرایط برای حکومت اسلامی و ولایت فقیه را فراهم کند ، شرعاً دارای اعتبار است . بنابراین می تواند در صدد طراحی و پیاده ساز ی یک حکومت تمام عیار با تمام تشکیلات لازم برای تحقق آن برآمد . و این دقیقاً چیزی است که قانون اساسی ما بر مبنای آن طراحی شده است . مثلاً از آن جایی که تشخیص یک فقیه جامع الشرایط برای عموم مردم ممکن است دشوار جلوه کند ، در قانون اساسی ما سازوکاری به نام مجلس خبرگان فراهم آمده است تا بلکه اندکی از این دشواری ها بکاهد ، ‌در عین حال ، سعی شده است ، با کمک این سازوکار ، در صورت وجود داشتن چندین فقیه جامع الشرایط ، آن فقیهی انتخاب شود که از جایگاه محبوب تری نزد عموم مردم برخوردار است . اما به هر حال ، رهبری جامعه باید در دست یک فقیه باشد و اسلام هرگز به مسلمانان اجازه نمی دهد که فارغ از تعالیم دینی خود مسیر جامعه را تعیین کنند یا مثلاً در قانون اساسی ما پیش بینی شده است که اداره ی امور جاری کشور به رأی عمومی و توسط رییس جمهور انجام شود . ولی در عین حال ، شخص رییس جمهور و همچنین عملکرد او باید مورد تأیید ولی فقیه باشد ، و گرنه از نظر شرعی فاقد اعتبار است .

به همین ترتیب در خصوص وضع قوانین یا دیگر مسائل مربوط به اداره ی کشور ، قانون اساسی ما دستگاه هایی را پیش بینی کرده  است ، ولی همگی آنان باید در چارچوب رهبری ولی فقیه عمل کنند . به هر حال ، این طراحی هاو نیز هر طراحی دیگر مشابه آن ، تنها در صورتی قابل قبول اند که حداقل شرایط مورد نظر اسلام در آن ها لحاظ شده باشد .

اما به هر صورت این نکته ی اساسی نباید فراموش شود که ...

منبع خبری : رشد آموزش معارف اسلامی ، شماره 2 ، زمستان 1388 ، ص 1۷ 

ادامه نوشته

مخالفت با ولایت فقیه، مخالفت با اسلام

منابع مقاله:

سخن آفتاب، سازمان تبلیغات اسلامی؛

به حرفهای آنهایی که بر خلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب می کنند و می خواهند ولایت فقیه را قبول نکنند، گوش ندهید. اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است. یا خدا یا طاغوت. یا خداست یا طاغوت، اگر به امر خدا نباشد، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است، اطاعت او، اطاعت طاغوت است وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتی از بین می رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود. شما نترسید از این چهار نفر آدمی که نمی فهمند اسلام چه است، نمی فهمند فقیه چه است، نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه. آنها خیال می کنند که یک فاجعه به جامعه است. آنها اسلام را فاجعه می دانند نه ولایت فقیه را. آنها اسلام را فاجعه می دانند ولایت فقیه فاجعه نیست، ولایت فقیه تبع اسلام است. (1)...

پی نوشت ها : صحیفه نور

ادامه نوشته

بحث در حديث كُمَيل از أميرالمؤمنين عليه السّلام پيرامون ولايت فقيه

يكى از أدلّه ولايت فقيه كه هم از جهت سند و هم از جهت دلالت مى‏توان آنرا معتبرترين و قوى‏ترين دليل بر ولايت فقيه گرفت ، روايت سيّد رضىّ أعلى الله مقامه در «نهج البلاغة» است كه أميرالمؤمنين عليه السّلام به كُمَيل بن زياد نَخعىّ فرموده‏اند .

فَفِى «نَهْجِ الْبَلاَغَةِ» مِنْ كَلاَمٍ لَهُ عَليْهِ‏السّلاَمُ لِكُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ النّخَعِىّ :

قَالَ كُمَيْلُ بْنُ زِيَادٍ : أَخَذَ بِيَدِى أَمِيرُالْمُؤمِنِينَ عَلِىّ بنُ أَبِى طَالِبٍ عَلَيْهِ السّلاَمُ فَأَخْرَجَنِى إلَى الْجَبّانِ ؛ فَلَمّا أَصْحَرَ تَنَفّسَ الصّعَدَآءَ ثُمّ قَالَ : يَا كُمَيْلُ ! إنّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا ؛ فَاحْفَظْ عَنّى مَا أَقُولُ لَكَ .

«كميل بن زياد مى‏گويد : أميرالمؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام دست مرا گرفت و به سوى صحرا برد . همينكه در ميان بيابان واقع شديم ، حضرت نفس عميقى كشيد و سپس به من فرمود : اى كميل ! اين دلها ظرفهائى است و بهترين اين دلها ، آن دلى است كه ظرفيّتش بيشتر ، سِعه و گنجايشش زيادتر باشد . بنابراين ، آنچه را كه من به تو مى‏گويم حفظ كن و در دل خود نگاه‏دار!» سپس مي فرمايد :

النّاسُ ثَلاَثَةٌ : فَعَالِمٌ رَبّانِىّ ، وَ مُتَعَلّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ ، وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ ؛ أَتْبَاعُ كُلّ نَاعِقٍ ، يَمِيلُونَ مَعَ كُلّ رِيحٍ ، لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَُوا إلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ .

«مجموعه أفراد مردم سه طائفه هستند : ...

ادامه نوشته

مقدمه ای بر ولایت فقیه

     حرکت توفنده ای که به ملت بزرگ و ستم کشیده ایران انسجام جدیدی بخشید و نظام ستمگر پهلوی را سرنگون ساخت و منافع غارتگران جهانی را در ایران قطع نمود ، مبتنی بر اعتماد تاریخی ملت بزرگ ایران به روحانیت و به خصوص قبول خاطر نسبت به هدایت و رهبری امام خمینی (ره) شکل گرفت . اما مبانی این اعتماد از سوی مردم و این احساس تکلیف و قبول مسئولیت هدایت ملت توسط امام راحل عظیم الشأن (ره) به صرف تجربه شخصی افراد از روحانیت و بخصوص از حضرت روح الله نبود . بلکه عمق این تعامل و تبعیت ملت از امام ، به تعالیم اسلام و تشیع برمی گردد که اعمال حاکمیت الهی را در زمان رسول خدا (ص) ، به عهده آن اسوه حسنه و پس از رحلت بر عهده ائمه معصوم ، علی ابن ابی طالب و یازده فرزند معصوم او «‌علیهم السلام » می داند . و در زمان غیبت نیز فقیه جامع الشرایط را مسئول امامت امت و اجرای احکام الهی و اقامه عدل می شناسد .

 اما در سوی مقابل این جریان نور افشان ، که ظلمت کده ی پهلوی را در هم نوردید و جلوه ای درخشان از عدالت خواهی را در جهان پدید آورد ، نظام سلطه جهانی به سرکردگی آمریگا قرار گرفت که از یک سو گستره فرهنگی مبتنی بر لیبرا لیسم خود را که برای فریب و چپاول بخش های وسیعی از جهان مورد استفاده قرار گرفته بود در معرض چالش پیام آزادیخواهی و عدالت طلبی و مفهوم نوینی از حیاط و حکومت می یافت و از سوی دیگر ، و از آنجا که بر اساس لیبرا لیسم نژاد پرست غربی همه منافع و منابع دنیا را برای خود می خواستند اشعه های دل انگیز انقلاب اسلامی را با شاهراه های آرام چپاول گری خود نامتجانس دیدند و در مقابل انقلاب در ابعاد مختلف نظامی ، سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و ... قد برا فراشتند و از هیچ توطئه و تهاجمی نیز دریغ نورزیدند ...  

 منبع : ولایت فقیه َ استمرار حرکت انبیاء/ ناشر : سازمان بسیج دانش آموزی و فرهنگیان / پاییز ۱۳۸۸ / ص۷-۸

ادامه نوشته

امام خميني و رهبري انقلاب در سه مرحله  

                                                  

 گویاترین تعبير از پيوند عنصر رهبري با انقلاب بيان حضرت آيت الله خامنه اي در توصيف نقش متمايز و بارز رهبري "امام خميني "(ره) در انقلاب است که فرمودند: "بي نام خميني انقلاب اسلامي ايران در هيچ کجاي دنيا شناخته شده نيست ". اگرچه در هر انقلاب، عنصر رهبري نقش اساسي و تعيين کننده در سرنوشت آن دارد، اما ميزان و تاثير اين نقش در هرکدام از آنها و در مراحل مختلف انقلاب ها متفاوت بوده است. نگاهي به نقش رهبراني مانند "لنين "، "مائو"، "کاسترو"و امثال آنها که رهبري و هدايت انقلاب هاي بزرگ ضد ديکتاتوري و ضد امپرياليستي رابه عهده داشته اند و مقايسه نقش آنها با نقش امام خميني (ره)در سه مرحله آغاز انقلاب، پيروزي انقلاب و تثبيت و تداوم انقلاب، به خوبي منحصر به فرد بودن رهبري انقلاب اسلامي ايران را نشان مي دهد. امام خميني(ره) نخستين گام ها در راه انقلاب اسلامي را از حوزه هاي علميه برداشت و با تدريس مباحث مذهبي و سخنراني درباره نقش مذهب در اداره جامعه براي طلاب جوان، زمينه ذهني را براي ترويج اين مباحث در کل جامعه از طريق اين طلاب فراهم ساخت. ...

 روزنامه صبح ایران -نسخه شماره 1126 - ۳/۱۱/۱۳۸۶

ادامه نوشته

ولايت مطلقه فقيه از ديدگاه امام خميني و قرائتهاي گوناگون

     ولايت مطلقه فقيه, ميراث گرانبهاي امام خميني و روح و هويّت انقلاب اسلامي است. امروزه, اين نظريه, تنها يك نظريه سياسي و فقهي در كنار ديگر نظريه ها نيست, بلكه جوهره نظام اسلامي و محور قانون اساسي است. مشروعيت قواي سه گانه: مقنّنه, قضائيه و مجريه, بستگي به آن دارد.

امام راحل, با تكيه بر همين اصل بلند و با پشتيباني ملّت بزرگ ايران, نظام شاهنشاهي را واژگون ساخت و جمهوري اسلامي را بنيان نهاد.

تأكيد و پافشاري آن بزرگوار بر ولايت مطلقه فقيه, در واپسين سالهاي حيات پر بركت خويش, حساسيتها, پرسشها و واكنشهايي را در پي داشت. گروهي آن را برگشت امام از ديدگاه پيشين خود در باب ولايت فقيه پنداشتند و آن را تئوري جديدي به شمار آوردند.

گروهها و دسته هايي كه اوان پيروزي انقلاب اسلامي, اسلامي بودن نظام را برنتابيدند و در هنگام طرح اصل مبارك و مقدس ولايت فقيه در مجلس خبرگان, عليه اين اصلِ ناب و ريشه دار اسلامي, بر بوق و كرناهاي شيطاني خود دميدند و سپسها كه پسوند مطلقه, كه اين اصل گسترده و ژرف را گسترده تر و ژرف تر و كارآمدتر مي كرد, از سوي معمار نظام اسلامي, امام خميني طرح شد, در لباس ستون پنجم دشمن, دست به كار شدند و هم آوا با دستگاههاي تبليغي دشمن, بمباران تبليغي را عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي شروع كردند.
اينان تلاش مي ورزيدند حكومت مبتني بر ولايت فقيه را ديكتاتوري و استبدادي جلوه دهند, تا به پندار خود, از اين راه مردم را برانگيزانند و آنان را رودر روي ولايت فقيه قرار دهند.
امام, در برابر اين موج گسترده تبليغي دشمن, به روشنگري پرداخت و مقصود خويش را از ولايت مطلقه, در نامه اي كه به مقام معظم رهبري, كه در آن زمان رياست جمهوري را بر عهده داشت, نگاشت, بيان داشت.1

امّا تبليغات دشمنان خارجي و ايادي آنان در داخل عليه اين اصل, كم وبيش, ادامه داشت, تا اين كه ...

گروه ديدگاه / حوزه حکمت و فلسفه                  88/02/14  َ شماره:8802140450

ادامه نوشته

سیری در وصیّتنامهٴ امام خمینی ( قدس سره)


وصیت نامه امام خمینی

سیری در وصیّتنامهٴ امام خمینی در نظام هستی که اساس آن بر حقّ و صدق استوار است، گفتار و نوشتاری از تأثیر راستین برخوردار است که از حقّ و صدق بهرهمند باشد. مقدار بهرهوری هر چیز از حقّ و صدق به اندازهٴ پیوند وجودی آن شیء با حقّ محض و صدق صِرف است که همان خدای سبحان باشد؛ لذا وحی الهی از هر گفتاری صادقتر میباشد: ﴿و مَن أصدقُ من اللهِ قیلاً﴾[۱] چون غالب مطالب وصیّتنامهٴ الهی سیاسی امام خمینی (قدّس سرّه) به منزلهٴ شرح آیهای از قرآن کریم یا روایتی از احادیث عترت طاهره (علیهم‌السلام) میباشد و آشنایی به منابع دینی آن سبب تأثیر عمیق آن است، لذا در این گفتار به ذکر برخی از منابع قرآنی و روایی آن اشاره میشود تا نموداری برای سایر مسایل باشد و عصارهٴ آن در طیّ چند مطلب مطرح است.

مطلب اوّل
اسلام، تنها مکتب حقّ و ثابت، و تنها دین خداپسند است: ﴿إنّ الدّین عند الله الاسلام﴾[۲]، ﴿رضیتُ لکم الاسلامَ دیناً﴾[۳]. و سرّ ثبات و مرضیّ خدا بودنش آن است که جامع کمال و تمامیّت نعمت الهی میباشد: ﴿الیومَ أکملتُ لکم دینَکم و أتممتُ علیکم نعمتی﴾[۴] همانطوری که خداوند، اسلام را برای جوامع بشری پذیرفته است، پیامبران نیز اسلام را به مردم توصیه نمودهاند: ﴿و وصّی بها ابراهیم بَنیه و یعقوبَ یا بنی انّ الله اصطفی لکم الدّین فلاتموتنّ الاّ و أنتم مسلمون﴾[۵] و خداوند گرایش به ملّت اسلام (سیره و سنّت اسلامی) را رشد و گریز از آن را سفاهت میداند: ﴿و من یَرْغَبُ عن ملّةِ ابراهیم الاّ مَن سَفِهَ نفسَه﴾[۶]

مطلب دوّم
چون حقیقت اسلام در مجموعهٴ وجود تشریعی و تکوینی یافت میشود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیهٴ به اسلام تمسّک به کتابو عترت را مطرح نمود: «إنّى تارکٌ فیکم الثّقلینِ کتابَ اللهِ و عترتی»[۷] و حضرت امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب (علیه‌السلام) در وصیّت خود از آنها به عنوان ستون استوار و چراغ پرفروغ یاد کرده است: «أقیموا هذین العمودین و أوقدوا هذین المصباحین»[۸] چون عترت طاهره (علیهم‌السلام) مبیّن وحی و ممثّل قرآنند، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این دو به اندازهٴ مویی از یکدیگر جدا نبوده و ترک هر کدام همان ترک دیگری است[۹]، چنانچه اخذ هر کدام حتماً با اخذ دیگری همراه خواهد بود....

ادامه نوشته

انقلاب ما انفجار نور بود

   در رابطه با پيروزي انقلاب اسلامي و شگفتيها و آثار جهاني آن ٰ بهترین تعبیری که می توان به کار برد ٰ سخن امام خمینی )ره( می باشد آن جا که اظهار می دارند :

" انقلاب ما انفجار نور بود

" زيرا که نور در اثر انفجار خود:

- با تشعشعات ناگهاني تا فضاي وسيعي را روشني بخشيده وتاريکيها را به روشنايي تبديل ميکند.

- بهمه اقشار عالم بالسويه مي رسد، غني و فقير نمي شناسد و با گرماي خود بويژه به طبقات محروم و مستضعف تحرک و اميد مي بخشد.

- و از آنجا که تاريکيها و جهالت ها را به روشنايي تبديل مي کند امکان يافتن حقيقت و تشخيص حق از باطل و راه از چاه را بيشتر و بهتر ميسر مي نمايد.

- همانقدر که براي محرومين و مستضعفين برکت و قدرت مي آورد براي کوردلان و خفاشان ترس و وحشت مي آفريند و بيهوده به جنگ آن بويژه کانون نور روي مي آورند.

-

ادامه نوشته

کتاب شناسی

 

ولایت فقیه در حکومت اسلام

 

 

 

 

 

 نام کتاب : ولایت فقیه در حکومت اسلام

کتابی جامع و مشروح پیرامون «ولایت فقیه در حکومت اسلام» و حدود و شرایط آن در قرن معاصر (15 هجری قمری) به زبان فارسی. این کتاب با استفاده از آیات قرآن و روایات به مباحث فقهی و علمی و شواهد تاریخی و اجتماعی به مطالبی مانند دلائل ولایت فقیه و شرایط و موانع آن، حقیقت ولایت امام و فقیه عادل، و نحوه حکومت در اسلام و ... پرداخته که بعضی از این مطالب، اولین بار است که توسط فقیهی مطرح شده و در کتب قبلی، سابقه نداشته است. نویسنده کتاب، علامه حاج سیدمحمدحسین حسینی تهرانی، عالم بزرگ و عارف عالیقدر در قرن معاصر (15 هجری قمری) است. در این کتاب غیر از

اثبات ولایت فقیه و لزوم تشکیل حکومت اسلام، نظرات فقهی دیگری نیز درج شده است. این سلسله مباحث در طی 48 جلسه درس (از هشتم شوال 1410 هـ ق تا 21 ذی الحجه 1410 هـ ق) توسط مولف بیان شده و سپس توسط دو تن از فضلا با نظارت و تنقیح و تعلیق خود ایشان، تنظیم گردیده است.

 بنیان مرصوص ، امام خمینی قدس سره

 کتاب بنیان مرصوص امام خمینی(قدس سره)
پس از انبیای عظام و ائمه اطهار (علیهم السلام)، نائبان آنان به وساطت ایشان، مظهر تام اسمای حسنای الهی هستند؛ امام خمینی از جمله نایبان معصومان(علیهم السلام) است که در این اثر به تبیین سیره علمی و عملی ایشان و نیز وظایف رهروان راستین آن حضرت پرداخته شده است.
هم چنین در این اثر درباره تأثیر نهضت سید الشهداء(علیه السلام) بر انقلاب اسلامی ایران، عناصر محوری پیام امام خمینی به رهبر شوروی سابق و وصیت نامه ایشان مطالبی ذکر شده است.
این کتاب در قطع وزیری چاپ شده و دارای ۴۶۴صفحه می باشد.

ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت

  کتاب ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت

ظرافت موضوع ولایت فقیه  که سنگ بنای نظام مقدس اسلامی است و نوپایی طرح آن از یک سو، و هجوم فکری و فرهنگی بیگانگان برای ایجاد تردید و تزلزل در آن از سوی دیگر، موجب طرح پرسش و شبهاتی در این زمینه گردیده و ضرورت روشنگری بیشتر را نمایان ساخته است.
کتاب «ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت» طی هفت فصل، به مباحث انسان، آزادی، عبودیت، قانون، ضرورت ولایت فقیه، وظایف و اختیارات ولایت فقیه، حکومت اسلامی و اهداف آن، امام خمینی(قدس سره) ولایت فقیه، عزت مردم، پاسخ به ۱۱۵ سوال و شبهه در زمینه ولایت فقیه و را …. مطرح کرده است.

ادامه نوشته

كار از ديدگاه حضرت على (علیه السلام)

  هر جامعه‏اى براى تداوم حيات و بقا به كار و فعاليت مردم و مسؤولان احتياج دارد . نياز به كار از قرون باستان وجود داشته است و هرچه مى‏گذرد، بر اهميت آن افزوده مى‏گردد . كار قسمت اعظم از زندگى انسان را در بر مى‏گيرد .
به عقيده‏ى بسيارى از متفكران اجتماعى و انديشمندان اسلامى انسان موجودى اجتماعى است . انسان‏ها قسمت اعظم نيازها و احتياجات خود را از طريق كار گروهى و اجتماعى تامين مى‏كنند . حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام، انديشمند و پيشواى برجسته شيعيان و امت اسلامى كار و تلاش را با درايتى واقع‏بينانه بيان نموده است .
كار از مفاهيم مهم علم جامعه‏شناسى است . كار سرمايه و ذخيره‏ى ملى است و مى‏تواند به رشد تمدن كمك كند . اگر افراد جامعه‏اى به طور نسبى بتوانند كار و شغل مناسب به دست آورند و شغل آنان متناسب با استعدادها، توانايى‏ها و علائق آنها باشد، زمينه براى نوآورى، ابتكار، رشد و پيشرفت در ابعاد اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جامعه به وجود مى‏آيد . برعكس اگر زمينه‏هاى اشتغال و كار در جامعه محدود و تقاضا براى كار بسيار باشد، به تدريج‏بيكارى افزايش مى‏يابد . گسترش بيكارى منجر به آسيب‏ها و پيامدهاى ناگوار در جامعه مى‏شود .

منبع:گنجینه معرفت

ادامه نوشته

کار و اشتغال در سیره پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم

  «اشتغال» امروزه در جامعه ما، یکی از مسائل اساسی و موضوعات مورد بحث می‏باشد، و هرکس نسبت به فراخور حالش و براساس رشته تخصصی و اندیشه‏های خود، در مورد چگونگی اشتغال جوانان و آداب و شیوه‏های کار، علل و انگیزه‏های بیکاری، انواع مشاغل، اولویت انتخاب شغل‏ها و... سخن گفته و بحث می‏کند.
اشتغال به کارهای مفید و مورد نیاز جامعه، دارای اثرات و نتائج قابل توجه برای همه افراد جامعه اسلامی است که از جمله آن‏ها می‏توان به فوائد زیر اشاره نمود:

1.زمینه رستگاری

اساساً کار و اشتغال در بینش توحیدی اسلام، یک ارزش محسوب می‏شود و تلاش بیشتر در کارهای دنیوی و اخروی، زمینه سعادت و رستگاری افراد را در دنیا و آخرت فراهم می‏نماید و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا می‏برد. رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم می‏فرماید: «اَلْکادُّ عَلی عِیالِهِ کَالمُجاهِدِ فی سبیل اللّه1؛ کسی که برای تأمین معاش خانواده‏اش تلاش می‏کند، همانند مجاهد در راه خداست.»

2.تأمین مخارج زندگی

یک مسلمان با پیش گرفتن کسب حلال، مخارج زندگی خود را تأمین نموده و تا حدودی از فقرِ اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی خود و جامعه می‏کاهد.

۳...
منبع : ماهنامه کوثر

ادامه نوشته